کردان
این بار دوم بود که با هم رفتیم کردان، بار اول کوچیکتر بودی و هوا سرد بود و ما از ترسمون که سرما نخوری اصلا از ماشین پیاده نشدیم، بیشتر راه رو هم خواب بودی... اینبار با حانیه و هومن رفتیم، اولش یه چرت کوتاه زدی و سرحال بیدار شدی، کلی شیرین کاری می کردی و دوست داشتی تو جمع بچه ها باشی، اینجا هم که داری ماشین سواری می کنی و به فرمون هم رحم نکردی...


برگشتنی هم برای بار اول رفتی مغازه بابامحسن و با محیط کار بابا هم آشنا شدی...

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


کردان
